تولد مامان جون
مهربونم دیروز تولد مامان جون بود شد 53 ساله خوشکلم مامان بزرگهای جون داریااااااااا مامی جونم جون 50 سالش هست صبح که از خواب بیدار شدی خیلی سر حال بودی شیر که بهت دادی حسابی شارز شدی بابایی بردت پایین بعد مامان جون گفت صبحونه بیاید پایین عدسی و حلیم گرفتم وای کلی خوشحال شدم اخه عاشق حلیم هستم عمه جونت هم با سعید اقا بودن. بعد صبحونه اومدم بالا برای مامان جون کیک درست کردم ولی نمی دونم چرا وسط کیک نمیشد روش شده بود خلاصه بالاخره کیک درست شد خوشمزه هم بود بعد بردیم پایین ناهار هم پایین بودیم بعد پسر دایی بابا جون جوان فوت کرده بود باز نشد تولد خوب گرفت چون مامان جون اینا می خواستن برن مراسم. از این طرف هم مامی جون اومده بود خونه ما تا شما گل پسر رو ببینن بقیه رو میام مینویسم الان بابایی جلوی در منتظر دارم میرم خونه مامی جون بای

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد مامان جون
